تبليغاتX
ستاره عشق
ستاره عشق




                                                      

با معشوقه ام نسیم خلوت می کنم .

با دستان لطیفش اشک از گونه هایم پاک می کند و آرام در گوشم قصه بود و نبود را می خواند .

تمام وجودم را در آغوش نسیم حس  می کنم ، دستانم را به سوی

آسمان می برم ،  قبل از فریاد من نسیم طوفان می شود ،  مرا ترک می کند .

لابلای برگهای صنوبر می چرخد، برگها می رقصند .

و نسیم قصه بود و نبود را تکرار می کند ، برگها می لرزند و بلبلان از لرزش برگها

درخت را ترک می کنند و به آسمان اوج می گیرند  و قصه ی بود و نبود را

برای ابرها نغمه سرائی می کنند ،

آسمان می غرد

ابر می بارد

نسیم می خوابد

اشک آرام می شود

و من می مانم و قصه بود و نبود .



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 7:43  توسط ستاره عشق 





                                                                                                 

می خواهم رنگی برای چشمان زمان پیدا کنم .

دیروزها آبی بود ، امروزها سرخ رنگ .

اما می خواهم فرداهایش را من رنگی کنم .

ستاره می خندد ، مانند همیشه ، مانند هرشبش .

هرشبی که می درخشد در دل تاریک آسمان و من می گریم ،

مانند همیشه  ، مانند هرشبم  .

نه اینکه غصه دارم . نه !!

اشک هایم بهانه است .

ستاره بهانه ای برای زیبائی شب است گرچه همیشه خندان است

 و من بهانه ای برای زیبائی زمینم گرچه همیشه گریانم .

اما بگذریم . . .

من به دنبال رنگم . رنگی برای چشمان فردا .

اشک هایم سجده بر خاک می زنند ، خاک سبز می شود.

فکر می کنم رنگ فردا را یافته ام . . .


 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 21:50  توسط ستاره عشق 





                  

 

 

آه سوزان از سینه بر می خیزد و خانه ی تاریک قلب را می لرزاند . . .

خاطرات ، نم نم از چشمان سرخ می چکد و گونه ها خیس از شبنم درد . . .

ضجه ها نسیم را از خواب بیدار می کند و طوفان ، غم را بر سینه مهمان می سازد . . .

دستها بی اختیار بر سر می کوبند و ناله ها بی امان با هجوم طوفان در هم می آمیزد . . .

قلب ، در هجوم این زلزله خرد شده و اشک تا ابد می بارد . . .

و بغض او بر سینه اش خوابیده . . .

و مرگ در همسایگی نفس هایمان آشیانه کرده است .



+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 8:3  توسط ستاره عشق 



درباره وبلاگ

چه ساده با گريستن خويش زاده ميشويم
و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا ميرويم
و در ميان اين دو سادگي معنايي ميسازيم
به نام زندگي


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


پیوندها
هماي رحمت
شهد شیرین کودکی
سرزمین تنهایی ها
بانوي جنگل
تخریبچی دوران
كوله پشتي ستاره جون
اين انبوه سیب خورها حال آدم را بهم میزند(سعادت بودن با آدمها)
طرحی از یک زندگی
خاطرات و دلنوشته های مهری
کاتالیا
بچه هاي آسمون
.:.گل يخ.:.
درخت بي سايه
نوشته هاي يه مامان
مریم های پرپر
ايران من
دختر خيره سر
جنين مرده
گل نرگس
عشق معشوق
عشق من
ساحل عشق
غوغاي عشق در دفتر عشق
ديوار سنگي
كلماتي از يك كوهنورد
اعترافات یک ذهن پاک
بانوي غربت
منتظران صاحب الزمان
حرف دل
هزيان هاي يك خوابگرد
من حالا فريادم ثريا قاسمي
مثل همیشه N ta BB
دنياي سبزمن
ماماني هستي
مهاجر
از خواب تا مرگ
دخترك ارديبهشت
دل شدگان
چند قدم تا وصال يار
نم نم
كيمياگر
ماهی ها تنگ را دوست ندارند
من و خودم*آبجی بتی
ترانه ی هستی
دهكده اينترنتي
دستنوشته های من
پروانه
این 7 نفر **سعیده جون
تلاوت اشك
سید محسن
مولای شفیع
وبلاگ پیام سلامی پرگو
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


پیوندهای روزانه

جغد
سارا شعر
سهراب سپهری
احمد شاملو
فریدون مشیری
انجیل
عصر آدینه
ساندی
فروغ فرخزاد
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
بانوی جنگل
پاییز
پرانتزهای خالی
شعر
رفتن برای ماندن !
رنگ
جوهر
تقدیم به دوست خوبم ستاره !
دنیا
دنیا


لوگوی دوستان