تبليغاتX
ستاره عشق
ستاره عشق


سکوت فصل ها

دلم براي قدم هاي ساكت و صبور پاييز تنگ شده !
دلم براي لرزشهاي بيد مجنون در رقص سرگردان باد پاييزي تنگ شده !


كجائي اي باران عشق؟!

صداي گرم تو در پشت امواج غرور آفتاب خاموش مانده ...
تا چشم مي بيند قدم هاي سوزان خورشيد است كه سقف آسمان را فرش كرده و

تا گوش مي شنود صداي هياهوي ذره هاي طلائي رنگ است كه با هم عشق بازي مي كنند.

كجائي؟!
برگها با بوسه هاي ذرات خورشيد چشم باز كردند و ديروز من با برگهاي زرد و مرده در زمستان دفن شد.


و من باز در انتظار پاييزم!
در انتظار برگهاي مرده اما در آغوش درخت مانند جان مرده ي من اما در آغوش زمين.

 و برگ هر سال با زمستان در خاك دفن مي شود  اما من هنوز بر روي زمين گام بر ميدارم و فقط به عشق پاييز به سكوت فصل ها گوش مي دهم.


با اينكه گاهي فرياد ها در پي دزديدن سكوت من است اما من تا رسيدن به آغوش خاك سكوتم را نخواهم بخشيد!



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:40  توسط ستاره عشق 



خط خطي

دوست دارم خط خطي كنم

تموم صفحه هاي سفيد دفترم رو

 

فكر مي كردم خيلي خوش خطم اما حالا كه صفحه هاي قبل دفترم رو ورق ميزنم ميبينم تموم صفحه ها خط خطيه

آره همون صفحه هائي  كه با كلي ذوق و شوق رنگشون كردم

نميدونم شايد رنگ از نقاشي هام پريده

اما حالا دوست دارم فقط خط خطي كنم...

خط خطي\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
            \/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\               



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:15  توسط ستاره عشق 





 

 



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:3  توسط ستاره عشق 



کجای زندگی زیباست؟!

(هي فلاني زندگي شايد همين باشد       يك فريب ساده و كوچك)  (مهدي اخوان ثالث)

مكن خوش اين دل ساده
 به آن نازك نسيم باد

شكوفه چشم بر بندد

در آن طوفان بي پايان

كجاي زندگي زيباست؟

فلاني راه را كج كن
 
كه بن بست است آن كوچه

شقايق لحظه اي رويید
 
و مستانه براي اين دلم رقصید

وليكن بوسه اي از باد
 
چنان بر باد داد اورا

دلم پر درد و چشمم اشك

براي آن شقايق مست

كجاي زندگي زيباست؟!

نه شادي لحظه اي ماند
 
نه آغوش خوش مستانه ي آهو

چنان گرگ حمله بر جسمش برد

كه چشم ناز آهو را
 
به جاي اشك خون بارد

دلم تنگ است
 
و داغ آن شقايق بر تنم بنشست

بگو جانم كجاي زندگي زيباست؟!

كجاي اين فريب ساده و كوچك

كجاي اين سرا زيباست؟!

 



+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:28  توسط ستاره عشق 





 

سنگ صبورم خرد شده!!

سنگ ریزه هایش از صخره ی سنگی قلبم سقوط کرده است.



+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 20:12  توسط ستاره عشق 



درباره وبلاگ

چه ساده با گريستن خويش زاده ميشويم
و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا ميرويم
و در ميان اين دو سادگي معنايي ميسازيم
به نام زندگي


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


پیوندها
هماي رحمت
شهد شیرین کودکی
سرزمین تنهایی ها
بانوي جنگل
تخریبچی دوران
كوله پشتي ستاره جون
اين انبوه سیب خورها حال آدم را بهم میزند(سعادت بودن با آدمها)
طرحی از یک زندگی
خاطرات و دلنوشته های مهری
کاتالیا
بچه هاي آسمون
.:.گل يخ.:.
درخت بي سايه
نوشته هاي يه مامان
مریم های پرپر
ايران من
دختر خيره سر
جنين مرده
گل نرگس
عشق معشوق
عشق من
ساحل عشق
غوغاي عشق در دفتر عشق
ديوار سنگي
كلماتي از يك كوهنورد
اعترافات یک ذهن پاک
بانوي غربت
منتظران صاحب الزمان
حرف دل
هزيان هاي يك خوابگرد
من حالا فريادم ثريا قاسمي
مثل همیشه N ta BB
دنياي سبزمن
ماماني هستي
مهاجر
از خواب تا مرگ
دخترك ارديبهشت
دل شدگان
چند قدم تا وصال يار
نم نم
كيمياگر
ماهی ها تنگ را دوست ندارند
من و خودم*آبجی بتی
ترانه ی هستی
دهكده اينترنتي
دستنوشته های من
پروانه
این 7 نفر **سعیده جون
تلاوت اشك
سید محسن
مولای شفیع
وبلاگ پیام سلامی پرگو
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


پیوندهای روزانه

جغد
سارا شعر
سهراب سپهری
احمد شاملو
فریدون مشیری
انجیل
عصر آدینه
ساندی
فروغ فرخزاد
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
بانوی جنگل
پاییز
پرانتزهای خالی
شعر
رفتن برای ماندن !
رنگ
جوهر
تقدیم به دوست خوبم ستاره !
دنیا
دنیا


لوگوی دوستان